![]() |
![]() |
|
| خدايا آن که در تنهاترين تنهاييم تنهای تنهايم گذاشت خواهشي دارم درتنهاترين تنهاييش تنهای تنهايش مگذار |
|
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 11:48 توسط چاهستوني |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه یکم بهمن 1390ساعت 1:7 توسط چاهستوني |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و دوم دی 1390ساعت 12:32 توسط چاهستوني |
|
|
ولادت هفتمين جلوه شمس هدي، وارث ولايت كبري، فروغ تابان امامت ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم دی 1390ساعت 10:12 توسط چاهستوني |
|
|
باز محرم رسید ، این من و گریه هایم رفع عطش میکند ، فرات اشک هایم باز محرم رسید ، دلم چه ماتمزده کسی میان این دل ، خیمه ماتم زده . . فرا رسیدن ماه محرم بر شما عزيزان تسلیت باد . . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه پنجم آذر 1390ساعت 11:4 توسط چاهستوني |
|
|
عید قربان پاک ترین عیدها است. عید سر سپردگی و بندگی ست. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. |
|
+ نوشته شده در
جمعه سیزدهم آبان 1390ساعت 9:42 توسط چاهستوني |
|
|
راحت نوشتیم "بابا" نان داد... بی آنکه بدانیم "بابا" چه سخت برای نان ، همه جوانیش را داد ...
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم آبان 1390ساعت 10:34 توسط چاهستوني |
|
|
خنده ام میگیرد |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه یکم آبان 1390ساعت 8:37 توسط چاهستوني |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 8:32 توسط چاهستوني |
|
|
این متن را جدی بگیریم"
![]() فرزند عزیزم: آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است صبور باش و درکم کن یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت عوض کنم برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم... وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم،با تمسخر به من ننگر وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند،فرصت بده و عصبانی نشو وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده...همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.... زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم،عصبانی نشو..روزی خود میفهمی از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم،خسته و عصبانی نشو یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم فرزند دلبندم،دوستت دارم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 10:13 توسط چاهستوني |
|
|
ميلاد با سعادت هشتمين اختر تابناك آسمان امامت و ولايت علي ابن موسي الرضا به عموم مسلمانان بويژه شيعيان تبريك ميگويم . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم مهر 1390ساعت 9:37 توسط چاهستوني |
|
|
تنها بازمانده يك كشتی شكسته توسط جريان آب به يك جزيره دورافتاده برده شد، با بيقراری به درگاه خداوند دعا میكرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقيانوس چشم میدوخت، تا شايد نشانی از كمك بيابد اما هيچ چيز به چشم نمیآمد. سرآخر نااميد شد و تصميم گرفت كه كلبه ای كوچك خارج از كلك بسازد تا از خود و وسايل اندكش را بهتر محافظت نمايد، روزی پس از آنكه از جستجوی غذا بازگشت، خانه كوچكش را در آتش يافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگين فرياد زد: «خدايا چگونه توانستی با من چنين كنی؟» صبح روز بعد او با ... بقیه داستان در ادامه مطلب ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1390ساعت 8:46 توسط چاهستوني |
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفتم مهر 1390ساعت 9:23 توسط چاهستوني |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه چهارم مهر 1390ساعت 9:21 توسط چاهستوني |
|
|
برنده بهترین پوستر پس واقعه تلخ سونامی ژاپن. یعنی امید تو این قوم غوغا میکنه و به همکاری و توانایی وعشق و علاقه اشان به میهن اعتقاد عملی دارند |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1390ساعت 11:33 توسط چاهستوني |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما چو دادیم دل و دیده به طوفان بلا گو بیا سیل غم و خانه زبنیاد ببر
|
|
RSS
|